خوش آمدید

جستجو

تبلیغات






    سالها رفت و هنوز

    یک نفر نیست بپرسد از من

    که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی

    صبح تا نیمه ی شب منتظری

    همه جا می نگری

    گاه با ماه سخن می گویی

    گاه با رهگذران

    خبر گمشده ای می جویی

    راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟

    صدفی در دریا است؟

    نوری از روزنه فرداهاست؟

    یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟

    بارها آمد و رفت

    بارها انسان شد

    وبشر هیچ ندانست که بود

    خود اوهم به یقین آگه نیست

    چون نمی داند کیست

    چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده